ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
116
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
258 / 872 خارجيان به فرماندهى عبد الرحيم يا عبد الرحمن نامى كه عنوان « امير المؤمنين » و لقب خلافتى المتوكل على الله را پذيرفته بود در ولايت كروخ در خاور سرزمين هرات سر به شورش برداشتند اينان سرزمينهاى پيرامون هرات و اسفزار را فرو گرفتند . يعقوب به ايشان تاخت و عبد الرحيم را فرمانبردار ساخت و از سوى خود فرمانروايى اسفزار داد . در همان سال خارجيان عبد الرحيم را كشتند و به جاى وى با مردى به نام ابراهيم پسر اخضر بيعت كردند . ديرى نپاييد كه اخضر نيز منقاد يعقوب گشت و به دستور او به فرماندهى سپاه خارجى ( جيش الشرات ) برگماشته شد « 1 » . پيشتر بسيارى از خارجيان به خيل سپاهيان يعقوب پيوسته بودند « 2 » . ديگر خارجيان كه پايدارى نمودند از جمله گروهى كه در شهر بم در خاور كرمان بودند ، از ميان برده شدند « 3 » . قدرت نظامى خارجيان در خاور ايران به يكبارگى در هم شكسته شد . اما از جماعتهاى خارجى هنوز تا سده چهارم / دهم گفتگوها هست . در بم كرمان يكى از سه مسجد جامع شهر در دست آنها بود كه از بيت المال يا خزانه خود در همان مسجد نگهدارى مىكردند . خارجيان شهر اندك ولى توانگر بودند و گويا به كار بازرگانى مىپرداختند « 4 » . مسعودى كه مكران را سرزمين خارجيان ( ارض الخوارج ) توصيف مىكند « 5 » . در ناحيه پيرامون زرنگ در سيستان شهرهاى گوين ( جوين ) ، كركويه ، زنبوق ، كرنك ( كررون ) به كيش خارجى سخت پاىبند بودند اما در فره نيمى از مردمان خارجى و نيمى ديگر سنى بودند « 6 » . بنابه نوشته ياقوت خارجيان
--> ( 1 ) . تاريخ سيستان صص 207 ، 217 ، 218 . ( 2 ) . باس ورث The armies of the Saffarides صص 541 ، 544 - 549 . ( 3 ) . تاريخ سيستان ص 213 . ( 4 ) . استخرى « المسالك » صص 167 ، 168 ، ابن حوقل صورة الارض ص 312 ، مقدسى ص 469 . ( 5 ) . مسعودى « مروج الذهب » فقره 251 نيز فقرههاى 1994 - 2190 . ( 6 ) . مقدسى ص 305 از شهرى خارجينشين ديگر نام برد كه قرائت آن مشخص نيست ، ياقوت ج سوم ، ص 42 ، چهارم . ص 269 .